| ------ | ------ |
| ------ | ------ |
| ------ | ------ |
| ------ | ------ |
| ------ | ------ |
| ------ | ------ |
| ------ | ------ |
| ------ | ------ |
| ------ | ------ |
| ------ | ------ |
| ظرفیتی برای پایداری موفق ها... | ------ |
| توضیح در مورد عدم آبدیت وبسایت | ساير مطالب نگارنده |
| کاش ما اين گونه نباشيم... | بحث آزاد |
| مصاحبه با نخبگان شهر (3) | به رسمیت شناختن نیاز به سرگرمی |
| ظرفیت | قصه یه تجربه شیرین |
| تجدید نظر | و اینک قلم... |
| آشتی با یک دوست | مصاحبه با نخبگان شهر(2) |
| مصاحبه با نخبگان شهر(1) | ازدواج آرزویی محال...!! |
| نسل جدید و قدیم | شعور یا سواد |
| دو کلمه حرف تلخ | گفتگوی خودمانی با شهردار محبوب خور |
| مواظب باشیم... | خودمان را گم نکنیم |
| بی خیالی ممنوع | شهر روستایی |
| دوست پسر و دوست دختر | لیست دانشجویان و فارغ التحصیلان شهر خور |
| ازدواج تحمیلی ( تن و تن) | غوغای ديگر جنوبی ها |
| « من » يا « ما » | انتقاد و انتقاد پذیری |
| روزگاری پیش ما هم روزگاری داشتیم.... | یک درس از آینه |
| یادی ازفعالان نشریات خور | سایتها و وبلاگهای مفید |
خاطراتی از مشکلات حرکات جمعی در شهرهای کوچک و روستاها به عنوان آسیبی کوچک اما خطرناک......
حتماً همه دیدین که معمولاً در شهرهای کوچک و روستاها یک یا چند گروه بصورت مشترک یا موازی بنا به احساس مسئولیت و بدون هیچ چشم داشتی شروع می کنند به یک کار دسته جمعی. که در اغلب موارد هم اون کار دسته جمعی «کار فرهنگی» است (البته طبق معمول بدون بودجه و حمایت کافی از طرف نهادهای رسمی شهر و روستا مانند شورای اسلامی و شهرداری و اغلب مردم، چرا که عموماً به فعالیت این گونه گروه های خودجوش به دیده شک نگریسته می شود.)
این گروه ها به هر حال با توجه به مشاهده ی وضع موجود و دچار بودن به میگرن شدید اجتماعی، به دنبال پرکردن یک خلاً بزرگ می روند، و بالاخره در نهایت، با تمام مشکلات، هدف طرح ریزی شده ی خود را کامل یا ناقص به انجام می رسانند... آن هم به این امید که در آینده ای نزدیکتر کاری دیگر و البته بهتر را تمام کنند و از بیکاری در آیند...! اما همیشه یک مسئله خیلی درد می شود، آن هم زمانی که کار و هدف به «موفقیت» می انجامد. می خوام توی مطلبم که بعد از کلی وقت نوشتم بگم یه جورهایی معنی حرفم اینه که با دیدن وضع های موجود و تجارب شخصی و شنیدن خاطراتی از کسانی که تا قبل و بعد از ما کار فرهنگی دسته جمعی انجام دادن... متأسفانه به یک نتیجه مشترک رسیده ام: "ما ظرفیت با هم موفق شدن را نداریم... !" دلیلی دارم. دلیلم را با یک مثال بیان می کنم، خودتان در تمام کارهای کوچک شهرها و روستاهای کوچک تعمیم اش دهید؛
اگر تا به حال در باغ پرطراوت و مهجور کار فرهنگی بوده باشید یا اگر می خواهید در باغ پر از خار آن قدمی بزنید یا مثلاً تنفسی کنید در هوای آلوده اش، حتماً نمونه ای از مثالی که عرض خواهم کرد دیده اید یا خواهید دید. (اگر مثالهای مستند دیگری خواستید در بخش نظرات بفرمایید تا از همین چند روز قبل تا چند سال قبل برایتان ذکر کنم) و اما خاطره ی پرمخاطره ما...:
با سلام مجدد خدمت تمام دوستانی که در این دو سال و نیم همواره در بحث ها شرکت نموده اند و با بیان دیدگاه های خویش، گامی در جهت تمرین با هم بودن برداشتند. از آنجایی که این وبسایت اولویت خود را بر روی بررسی مسائل و مشکلات شهر خور نهاده است، و در این مدت در پست های مختلف موضوعات مختلف مورد بررسی قرار گرفت، بنابراین تا اطلاع ثانوی موضوعات فقط در بخش نظرات پیگیری خواهد شد.
برای آگاهی خوانندگان محترم از مطالب گذشته، در پایان هر مطلب در صفحه اصلی به صورت خلاصه، کلیت مطلب بررسی شده در آن پست آورده شده است.
همچنین آخرین مطالب و بحث های اضافه شده در بخش های مختلف توسط مخاطبان را در ستون سمت چپ تحت عنوان: "تاريخ آخرين نظرات اضافه شده به مطالب وبلاگ" به آگاهی میرسانم.
ممنون میشوم دیدگاه ها، پیشنهادات و راه حل های خود را در بخش مربوطه ارائه فرمایید. با تشکر/![]()
به امید روزی که شعار ها جای خود را به راه حل ها بدهند..
۱. تحقیقی پیرامون آسال خور
2. معرفی خور در وب سایت لارشناسی
۳. تحقیقی پیرامون قریه ویران شده پَدِز
۴. خور در گذر تاریخ
۵. حمام تاریخی خور
۶. درس و مدرسه در خور قدیم
۷. اسامی صحراها و اماکن خور
۸. گیاهان و غذاهای محلی خور
۹. بزرگان و اندیشمندان خور
۱۱. مطالب نوشته شده در نشریات
۱۲. دست نوشته های من
۱۳. فتو بلاگ من
۱۴. لیست دانشجویان و فارغ التحصیلان شهر خور
(لطفاْ برای تکمیل یا تصحیح لیست دانشجویان و فارغ التحصیلان خور به قسمت نظرات مراجعه نمایید.)
مدتها بود که بخاطر عدم پشتیبانی بلاگفا از جدول با حجم بالای 88 کیلو بایت از آبدیت این بخش از وبلاگ معذور بودم.
اما الان بالاجبار مطالب را در بلاگ اسکای لینک دادم.
لطفا برای تکمیل لیست لینک های زیر را مشاهده فرمایید:
بعضي وقتها آدم واقعاً دلش خسته ميشه... هي ميخواد از چيزهاي مثبت بنويسه هي نميشه... نه اينکه نميشه! خيلي هم ميشه! ولي منفي ها قدرت شون خيلي بيشتر هستش... اينجا هستش که آدم آرزو ميکنه بايد يا خودش تغيير کنه يا به ديگران بگه بابا بسّه... ديگه دارين شور اِش را درميارين...
با اين واژه ها چقدر برخورد کرده ايم؟، و يا چند جا در مورد آنها با ديگران بحث کرده ايم؟ يا چند تا فيلم در اين مورد ديده ايم؟
رشوه گيري، پارتي بازي، مسئوليت گريزي، بي مسئوليتي، عقده اي بودن، بد اخلاق بودن، بي معرفت بودن، بي شعوربودن ،بي ادب بودن، بي ظرفيت بودن و...
(موضوع کلی:
ذکر مثالهایی از عکس العمل های بد، در رفتار مسئولین و افراد جامعه، با هدف عدم تکرار آنها در شخصیت فردی هر کدام از ما)